*از ادبیات فاخر ایرانی*
گويند:
روزی، زنی كه يتيمدار بود به نزد قائم_مقام، صاحب كتاب منشئآت و وزير محمدشاه آمد و گفت:
*زنی هستم كه يتيم دارم و غذا برای فرزندان يتيم خويش می خواهم.*
قائم مقام نام او را پرسيد
و آن زن گفت:
نامم *مرجمک* است.(مرجمک در زبان آذری به معنی *عدس* است)
*قائم مقام، قلم به دست گرفت و نگاشت:*
.
*انباردار!*
ارزنی آمد *مرجمك* نام، گندمگون، ماش فرستاديم، نخود آمد ، برنجش دهيد كه برنج است.👇ادامه👇